محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

124

مجمع الانساب ( فارسى )

هندوستان و لشكرش توانگر شدند و خزانه‌ها بدست آورد . ديگرباره سوداى مخالفت سلطان محمد پخت و لشكرى گران به كنار جيحون كشيد چنان‌كه سلطان محمد قدرى مشوش گشت . ناگاه ميان روزى در خيمهء سلطان شهاب الدين ملاحده سر برزدند و سلطان شهاب الدين را كارد زدند و كار غوريان بسر آمد . و سبب طلب كردن غوريان مملكت خوارزمشاهيان تحريض خليفه بود و دائما به وى مىنوشت كه از محاربت خوارزمشاه مايست زيرا كه ميان خلفا و خوارزمشاهيان بد بود و ذكر وحشت ميان ايشان كرده شد و خود نراد قضا ميان غوريان و خوارزمشاهيان و خلفا مهره‌اى زد كه هر سه طايفه را زير طاس قدر ناچيز گردانيد و قومى در عرصهء وجود پيدا كرد كه هزار از اين طايفه در جنب جبروت و سطوت و شوكت ايشان مثقال ذره‌اى ننمودند و آن طايفهء اقوام تتار و مغولان جرارند كه امروز لشكر پادشاه فلك اقتدار گيتىبخش اقليم ستانند كه امام اعظم و سلطان ربع مسكون است كه ان شاء اللّه عمر و دولت و مملكتش به اوتاد ابد بسته باد و احباء حضرتش سر در تكبر و عظمت در فلك نهم سايان و اعداء مملكتش در حضيض نكبت گرفتار و غريق غصهء بىپايان . به حق محمد و آله اجمعين .